خشک آمد کشتگاه من
در جوار کشت همسایه
گرچه میگویند: می گریند
روی ساحل نزدیک
<سوگواران در میان سوگواران>
قاصد روزان ابری داروگ، کی میرسد باران؟
بر بساطی که بساطی نیست
در درون کومهی تاریک من
که ذره ای با ان نشاطی نیست
و جدار دندههای نی به دیوار اتاقم
که دارد از خشکیش میترکد
- چون دل یاران که در هجران یاران -
قاصد روزان ابری
داروگ، کی میرسد باران؟
...
کشتگاه همسایه مجاز از شوروی. کشتگاه من وطن شاعر. کومه تاریک وطن شاعر. داروگ نوعی قورباعه و ... معلم ادبیات مون احتمالا به خوردمون داده. اما من نظر دیگری دارم. کشتگاه من مجاز از دل من و ...
دل آشوب دارم دل آشوبی که خیلی عذابم میده... خوندن چندباره سوره انشراح هم کمکی نمیکنه شبیه اینه که فقط ۲ دقیقه تاثیر داره. اَلم نشرح لک صدرک...