بینوایان چه داستان بی رحمی داره

امروز سومین قسمت از سریال خارجکی بینوایان - همون ژان وال ژان خودمون - رو دیدم. چقدر فضای فیلم دارک، سرد و بی رحمه.

بی چاره مادر کوزت. بی چاره کوزت و بی چاره ژان وال ژان نگون بخت که واسه یه سکه دزدیدن ۲ سال میره زندان

کارآگاه ژاور هم چه سگی هست. هوووو همچی دنبالشه که چی 😂 باو طرف پول داره (مثلا ۱۵۰۰ فرانک به تناردیه میده و کوزت رو می‌خره) ژاور سگ یه پولی بگیر از گناهش بگذر 

سریال بینوایان - اثر ویکتور هوگو - هر روز ساعت ۱۸ از شبکه تماشا پخش میشه. تا اینجا کوزت و عمو ژان از دست کارآگاه ژاور فرار کردن و رسیدن به خانه راهبه ها قراره ژان باغبون اونجا بشه 

ب

از مدرسه هم یه چی بگم. امروز کتاب علوم نوشته بود گیاهان گوناگون هستند. پرسیدم این یعنی چه؟ و بعد از پنج دقیقه بالاخره یکی شون گفت یعنی گیاهان با هم فرق دارن :( بعد از این جرقه دیگه چونه شون گرم شد و از فرق های گیاهان مختلف می گفتن. ناگفته نماند که چه ذوقی داره یه چیز جدید کشف بشه 😂

انیشتین و برادران رایت و جمشید شاه چه لذتی بردند بعد از اون کشفیات شون خدا داند *_*

۵ نظر ۲ موافق ۰ مخالف

مانور زلزله در مدرسه ما

امروز مانور زلزله رو در مدرسه برگزار کردیم. خیلی جالب بود به خصوص برای کلاس اولی ها که قبلا ندیدن یه حس جالبی داره براشون.

واکنش‌ها شوک ها رفتار ها و خلاصه چیزهایی که ندیدن رو دیدند و به نظرم حداقل اتفاق مثبتی بوده براشون.

قرار بود زنگ زلزله رو ساعت ۱۰ بذاریم، بعد نزدیم و هماهنگ کردیم که زنگ چهارم باشه و یکم طبیعی باشه بچه ها ندونن و اینا. کلاس من هم بچه ها سرگرم نگارش بودن.

ولی چون مداد دست شون بود گفتم قبلش خبر میدم مداد ها رو بذارین بالا که نره چشم تون :( 

خلاصه که برنامه خوب و یهویی و بی خطری شد.

پ.ن عکس کیفیتش خوبه روش بزنید با کیفیت می بینید. چند عکس دیگه هم بود که چون صورت بچه ها پیداست نذاشتم دیگه...

۳ نظر ۸ موافق ۰ مخالف
یک فارغ التحصیل تربیت معلم که از شانس عجیبم، سال اول کلاس اول درس میدم. اسم وبلاگ هم اقتباسی از اسم کتاب سوکورو تازاکی بی رنگ نوشته هاروکی موراکامی است. 📚 📚
طراح قالب : عرفـــ ـــان قدرت گرفته از بلاگ بیان